سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
229
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
لبيك رسول اللّه جيران طيبة * و يبك على الاسلام من كان باكيا « 1 » ( 1 ) شعبى مىگويد : نقل كردهاند وقتى كه امير المؤمنين ( ع ) كنار قبر رسول خدا ( ص ) ايستاد گفت : بىتابى جز بر تو نارواست و بردبارى جز از دورى تو زيباست ، سپس خطاب به پيامبر ( ص ) گفت : ما فاض دمعى عند نازلة * الا جعلتك للبكاء سببا و اذا ذاكرتك سامحتك به * منّى الجفون ففاض و انسبكا إنّى اجل ثرى حللت به * ان لا ارى بثراه مكتئبا « 2 » ( 2 ) و نيز فرموده است : ما احسن الدّنيا و اقبالها * اذا أطاع اللّه ما نالها من لم يواس النّاس من فضله * عرض للإدبار اقبالها فاحذر حلول الفقر يا ذا الغنى * و اعط من الدّنيا لمن نالها فانّ ذا العرش العظيم الجزا * يضعف للحبّة امثالها « 3 » ( 3 ) بعضى نقل كردهاند كه مصرع اوّل بيت سوم « فاحذر حلول الفقر يا جابر » اشاره به
--> ( 1 ) اى كه شب هنگام رهآوردت خبر مرگ است ، ملاحظه مرا بكن و به من رحم كن ! چون او خبر منادى را كوچك شمرد و چون او را كه آمده بود ، ديدم ، گفتم : آيا تو خبر مرگ كسى به جز رسول خدا را آوردهاى ؟ پس آنچه را كه من از آن گريزان بودم ، محقّق شد و باكى نداشت در حالى كه حبيب من ، سرمايه و اميد من بود به خدا سوگند يا احمد ، تا وقتى كه در روى زمين زنده و سياهپوشم و راهى دشت و بيابانم تو را فراموش نمىكنم بايد همسايههاى حجاز بر رسول خدا بگريند و هر كه مىخواهد گريه كند بر اسلام گريه كند . ( 2 ) اشك چشمم در هيچ مصيبتى جارى نشد مگر تو را وسيلهء گريه قرار دادم ! و چون به ياد تو مىافتم ، پلكهايم به ياد تو زمام اختيار را از من مىگيرند و باران اشك مىبارند . براستى كه من آن خاكى را كه تو بدان جا فرود آمدهاى بزرگ مىدارم ، جز بدان خاك كسى مرا اندوهگين نديده است . ( 3 ) چقدر دنيا و رو آوردن آن خوب است در صورتى كه شخص به دنيا رسيده ، فرمان خدا را ببرد . كسى كه از ثروت زيادش با مردم مواسات نكند ، رو آوردن دنيا را وسيلهء از دست رفتن آن قرار داده است . اى كه توانگرى از رسيدن تنگدستى بترس و به نيازمندان از مال دنيايت عطا كن ، زيرا كه خداوند مالك هستى پاداش هر دانهاى را كه به مستمندان بدهى چند برابر مىدهد .